بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر

خرید بک لینک
از کوچه ای می گذرم، کنار درب کوتاه ِ خانه ای قدیمی، پیرزنی می بینم ، نشسته و به کوچه و عابرهایش چشم می دوزد. چه چیز از این گذر هر روزه در ذهنش می گذرد ؟ نمی دانمفقط این را خوب می دانمروزی می نوشتمو این روزهاخط های بزرگ بیلبورد ها هم برایم کسل کننده و طویل می شوندمی دانمآنکه راه می رودروزی می نشیندو آنکه می نشیندمحکوم است به نظاره کردنبه چه می اندیشد ؟اصلا چه فرقی دارد ؟چه چیز قرار است ع بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر ...

ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال می‌کنید

برچسب: قلاف, نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 1:46

صفحه بندی